|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

فریدون آدمیت و احمد اشرف

08.05.08 | یادداشت | جمشید فاروقی


تاریخ و تاریخ‌پژوهی دو چیز متفاوت هستند. تاریخ آن چیزی است که واقع شده است، صرف نظر از ثبت و ضبط آن در حافظه اجتماعی. هرگاه بگوییم که تاریخ ایران‌شهر هفت هزار سال قدمت دارد، مراد زمانی است سپری شده از عمر این سرزمین. یعنی لحظه‌هایی که آمدند و بی‌ آنکه بدل به خاطره‌ شوند، سپری شدند. باید جسارت داشت و اعتراف کرد که شناخت ما از تاریخ کشورمان بسیار ناچیز است. و منظور شناخت و آشنایی عموم مردم با تاریخ ایران نیست، که این بسیار اندک است.

ما ایرانیان به تاریخ کهن و باستانی خود می‌بالیم، اما این تاریخ را دوست نمی‌داریم.

خوانندگان دقیق و خرده‌ بین خواهند گفت که این جمله دو بن ناهمساز دارد و تناقض‌گویی است. چگونه می‌توان به چیزی بالید و آن را دوست نداشت. در پاسخ باید بگویم که حق با آنهاست. این یک تناقض آشکار است. اما چه کنیم که این تنها تناقض فرهنگی ما ایرانیان نیست. به زندگی در فضای پرتناقض خو گرفته‌ایم. آیا جز این است؟

و اگر بپرسند: "خوب گیریم که چنین باشد، دلیل و شاهدت برای بیان این تناقض کدام است؟" خواهم گفت: روی‌گردانی از پرداختن به تاریخ. این که کمتر کسی را می‌توان یافت که به تاریخ‌نویسی و تاریخ پژوهی بپردازد. این که "آدمیت" از میان ما رفته است.

درگذشت زنده‌یاد "فریدون آدمیت" پرده از فقر خوفناک تاریخی ما بر گرفت. تاریخ پژوهی کشور به اندازه قامت آدمیت فقیر شد و این بهانه‌ای شد برای نظر افکندن به آنچه که هنوز بر خوان محقر تاریخ‌نویسی کشور باقی است.

image

اخیرا مقاله‌ای از احمد اشرف در این وبگاه منتشر کردیم. مقاله‌ای هم‌چون سایر کارهای این محقق و پژوهشگر با ارزش. خواننده‌ای بی‌آنکه نام خود را فاش کند دو خط درباره احمد اشرف نوشت و به عنوان نظر برای ما ارسال کرد، نظری که ما در پایان مقاله آقای اشرف منتشر کردیم و این بود:

"آقای اشرف درود بر شما، امیدوارم زنده باشید و انسانهای محقق و اندیشمندی چون خودتان را باز تولید نمایید. شما جزو ثروت‌های ملی ما هستید. پایدار باشید."

نظری کوتاه و تکان‌دهنده!

کسانی که به تاریخ ایران می‌بالند پرشمارند و کسانی که این تاریخ را دوست می‌دارند، اندک و کم‌شمار. چنان اندک که ترس از مرگشان بدن آدمی را به لرزه می‌اندازد و چنان اندک که بدل به ثروت ملی این کشور شده‌اند.

فاش گفته باشم، آشنایی ما با تاریخ کشورمان بسیار ناچیز است. عموم مردم را نمی‌گویم، که شناختی از تاریخ ایران‌شهر ندارند، نخبگان این جامعه را می‌گویم.

آیا باید منتظر فقیرتر شدن ماند؟

دکتر جمشید فاروقی
شنبه هفتم اردیبهشت ماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

باز انتشار مطالب تارنمای "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه روا نیست.






نظر شما:

©faroughi.net