|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

من زاده رنگین کمانم

16.05.08 | یادداشت | جمشید فاروقی


من ترکمنم، لرم، بلوچم. من ترکمن کردتبارم. زاده‌ی سنندجم من، اهل شاهرود و کرمانم. من ترکمنِ کردِ ترک‌تبارِ فارس‌زبانِ سنیِ دوازه امامه هستم. و این ردای الوانِ کهن‌‌بافت و بلند، هنوز کم دارد از قد و قامت من. من بلوچ گیلکم، لر صوفی مسلکم، عرب مازنی‌ام من، از یزد و کاشانم. و این نشانه‌ها که من دادم، کم دارد هنوز از نشان پر نقش و نگار رخسار من. هر آن چه که از هویت خویش بنویسم، کم گفته‌ام. هویت من همان حکایت من است و سرزمین من حکایت ناگفته بسیار دارد.

خودشیفتگان بازی خورده بانگ بر‌آوردند که این تصویر الوان در مجال لحظه نمی‌گنجد. چگونه می‌توان این پاره‌های ناساز را، تا به ابد در کنار هم نشاند؟ اراده‌گرایان نیز کوشیدند بر رنگین‌کمان نقش بسته بر پنجره، رنگی تک‌رنگ بزنند. غافل اما که انکار رنگین‌کمان، نابودی رنگین‌کمان نیست.

ایران سرزمین اقوام و اقلیت‌هاست، چه بخواهیم و چه نخواهیم. گشت و گذار بی‌پایان انسان است در کتاب حافظه‌ی شیرازه گسیخته‌ی هزاره‌ها. آمدند و ماندگار شدند. چه بخواهیم و چه نخواهیم. گروهی در خطه درخت و جنگل، گروهی دل بستند به زلالی رود، گروهی خیمه زدند در زادگاه خورشید، گروهی در کویر و بیابان و برهوت. آمدند، ماندگار شدند و شدند شهروند ایران‌شهر.

آیا هیچ از خود پرسیده‌اید که تعریف "شهروند ایران‌شهر بودن" کدام است؟ من تنها به گفتن این نکته بسنده می‌کنم که تعریف شهروند ایران‌شهر نمی‌تواند تعریفی تک‌رنگ باشد. این تعریف می‌بایست آیینه سرزمینی باشد الوان. همه رنگ‌ها را باید در این تعریف یافت. هر تعریف دیگری از ایرانی، رنگ تبعیض بر خود دارد.

آری به‌راستی که من زاده رنگین‌کمانم، رنگین کمانی زده نقش بر آسمان این کهن دیار.

دکتر جمشید فاروقی
یکشنبه ۱۸ فروردین ماه سال یک هزار و سی صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه روا نیست!





نظر شما:

©faroughi.net