|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

حقوق شهروندی و حقوق بشر

06.07.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


بسیاری حقوق شهروندی را با حقوق بشر یکسان می‌پندارند. در این موضوع که حقوق شهروندی با حقوق بشر در بسیاری نکات انطباق دارد، تردیدی نیست. اما به گمان من بین این دو تفاوتی ظریف وجود دارد که می‌بایست تامل برانگیز باشد. مفهوم شهروند در فردیت خود تعریف می‌شود و مفهوم بشر در عام و فلسفی بودن خود. شاخص مقوله فرد، تفاوت‌های وی است با افراد دیگر و شاخص مقوله بشر، فائق آمدن است بر همین تفاوت‌ها. حقوق بشر ناظر بر حقوق همه است و این به معنی آن است که این حقوق ناظر بر حقوق هر کس است. و این هر کس تنها از طریق محو تفاوت‌ها خلق می‌شود. کسی است که نه دین مشخصی دارد، نه به زبان مشخصی سخن می‌گوید و نه باور و فرهنگی ویژه دارد. چنین کسی عضو هیچ جامعه‌ سیاسی و مشخص نیست. عضو جامعه بشری است.

حقوق شهروندی ترجمان واقعی حقوق بشر است در بافت واقعی و عملا موجود یک جامعه مشخص. شهروند با فردیت خود و با تفاوت‌های فردی خود تعریف می‌شود. تنها آنگاه که در فلسفه سیاسی از شهروند واژه‌ای عام می‌سازند، این واژه به واژه بشر شباهت پیدا می‌کند. اما وقتی ما از حقوق شهروندی در ایران سخن می‌گوییم، مرادمان حقوق فردی شهروندان مشخص یک جامعه مشخص است.

فروکاستن حقوق شهروندی به حق حیات، آن چنان که اخیرا در ارتباط با بهاییان شاهد آن بودیم، نه تنها ربطی به حقوق شهروندی و درک این حقوق ندارد، بلکه نمایانگر عقب ماندگی جامعه‌ای است که ساکنانش هنوز می‌بایست از حق حیات خود دفاع کنند.

در گفتار پیشین آمد که نائل آمدن به حقوق شهروندی در گروی تامین این حقوق برای همه ساکنان یک جامعه است. حقوق شهروندی از طریق محو و نفی تفاوت‌های فردی حاصل نمی‌شود، بلکه بر بستر پذیرش و قانونیت بخشیدن به حق متفاوت بودن ساکنان است که شکل می‌گیرد. این حقوق نمی‌تواند بین شهروندان تمایز قائل شود. حقوق شهروندی یعنی برابری حقوقی همه شهروندان در برابر قانون و برخورد یکسان قانون با تک تک شهروندان، صرف‌نظر از وابستگی‌های قومی، فرهنگی، زبانی و دینی آنها.

پرداختن به حقوق اقلیت‌ها در ایران نه تنها کمترین خطری برای حقوق اکثریت ندارد، نه تنها موجب تضعیف کشور نمی‌شود، نه تنها ثبات سیاسی و وحدت ملی را به خطر نمی‌افکند، بل یگانه ضامن تمامیت ارضی و همبستگی مردم است. حقوق اکثریت تنها از طریق تامین حقوق اقلیت‌هاست که مشروعیت و قانونیت می‌یابد. تبعیض قومی، فرهنگی، دینی و زبانی مانع از آن می‌گردد که ما از "ساکن" به "شهروند" بدل شویم. در جامعه‌ای که حقوق اقلیت‌های آن تامین نشده باشد، اکثریت نیز از حقوقی برخوردار نیست. در چنین جامعه‌ای اکثریت صرفا از امتیازات خاصی برخوردار است. امتیازاتی که امروز هست و می‌تواند فردا نیست و نابود شود.

دکتر جمشید فاروقی

یکشنبه ۱۶ تیرماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر منبع و آدرس اینترنتی آن نه تنها رواست، بل خدمتی است به ترویج یک ایده مدرن و انسانی




نظر شما:

©faroughi.net