|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

مطالبات قومی و هویت‌‌خواهی

20.07.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


چندی پیش وبگاه "برای یک ایران" گفت‌وگویی داشت با آقای دکتر ناصر فکوهی پیرامون "مطالبات قومی و منطق خشونت". ایشان در پاسخ خود به پرسش رابطه بین هویت‌خواهی قومی و ملی عنوان کردند که مفهوم هویت‌خواهی قومی، مفهومی نادقیق است و پیشنهاد نمودند از مفاهیمی همچون "مطالبات قومی" یا مثلا "مطالبات فرهنگی" بهره گرفته شود. گفتار این هفته را اختصاص داده‌ام به رابطه بین مطالبات قومی و هویت‌خواهی. پیش از هر چیز باید به این پرسش پاسخ گفت که اصولا هویت‌خواهی قومی به چه معناست و آیا استفاده از آن صحیح است.

آیا هویت را می‌توان برابر با مطالبات دانست؟ آیا آنگاه که از هویت‌خواهی سخن می‌گوییم، فرض را بر این نکته نهاده‌ایم که هویت چیزی آرزو کردنی است؟ چنانکه در مفاهیمی همچون آزادی‌خواهی یا استقلال‌خواهی از آرزوی دستیابی به آزادی یا استقلال سخن در بین است؟

به گمان من نمی‌توان مفهوم هویت را با مفهوم مطالبات یکی انگاشت. هویت از جنس آسمان است و مطالبات از جنس زمین. هویت از جنس ایده است و از جنس باور.

هویت، آنگاه که از علوم اجتماعی سخن در بین باشد، یک تعریف است و تعریف هیچ نیست مگر مرز کشیدن. مرز بین آن چیزی که موضوع تعریف است با غیر خود. هویت فردی در واقع تعریف فرد است و تعریف فرد یعنی بیان وجوه تفاوت و تمایز او با دیگری. یعنی همه آن چیزهایی که به این فرد، فردیت می‌دهد. و این تعریف در ذات خود تنها یک باور است. و باور لزوما محصول و فرآورده تخیل نیست.

همین نکته در مورد هویت‌های جمعی نیز صدق می‌کند. در تعریف هویت‌های جمعی همچون هویت ملی، هویت قومی، هویت دینی، هویت فرهنگی و... آدمی به دنبال یافتن آن مشخصه‌هایی است که مرز بین افراد زیر مجموعه این تعریف را با سایرین ترسیم پذیر سازد. شاخص‌های فردی در تعریف هویت‌های جمعی حذف می‌شوند. در اینجا می‌بایست فصل مشترکی برای افراد زیر مجموعه این تعریف یافت: زبان مشترک، دین مشترک، سرزمین مشترک، تبار و ریشه خونی و خویشاوندی و نظایر آن‌ها.

خطایی جدی است هرگاه گمان کنیم زیستن در نقطه‌ای از جغرافیای زمین به خودی خود هویت‌ساز است. نسل‌ها تجربه خود را دارند و دو چند عامل پنهان و آشکار در کارند تا هویت و باور به وابستگی به آن، در ذهن فرد و اذهان افراد زیر مجموعه آن شکل گیرد.

زمینی که بر روی آن زندگی می‌کنیم، جغرافیایی پیچیده دارد. جغرافیای سیاسی منطبق بر تعاریف مردم‌شناسانه نیست. کم نیست موارد گذر مرزهای سیاسی از میان زیستگاه یک قوم. نگاهی به جغرافیای سیاسی ایران حکایت از همین پیچیدگی دارد. این چنین است که زبان مشترک، دین مشترک و حتی بستگی قومی مشترک برای تعریف یک هویت قومی،‌ فرهنگی یا دینی کفایت نمی‌کند. تمام فارسی زبان جهان در ایران زندگی نمی‌کنند. تمام شیعیان جهان نیز صرفا شهروندان ایران نیستند. و بخش اعظم پیروان اقلیت‌های دینی و مذهبی ایران در دیگر نقاط گیتی سکونت دارند و...

هویت‌خواهی یعنی جست‌وجوی تعریف برای خود. و انسان در تعریف خود دست به مقایسه می‌زند، مقایسه خود با دیگری. در جریان این مقایسه است که امتیاز‌ها و تبعیض‌ها آشکار می‌شوند. مطالبات قومی یا فرهنگی نتیجه چنین قیاسی هستند و هرگاه دقیق تدوین شده باشند، راه تبدیل شدن رعیت به شهروند را نشان می‌دهند.

دکتر جمشید فاروقی

یکشنبه ۳۰ تیرماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر آدرس و منبع نه تنها رواست، بل خدمتی است به ترویج یک اندیشه انسانی و مدرن






نظر شما:

©faroughi.net