|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

فرمان مشروطیت

03.08.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


از زمان صدور فرمان مشروطیت یک صد و دو سال می‌گذرد. مظفرالدین شاه قاجار در روز ۱۳ امرداد ماه سال ۱۲۸۵ بر این سند تاریخی امضا نهاد و به این ترتیب جامعه ایران در آن ایام طوفانی و پر تحول به موفقیتی بزرگ دست یافت. این فرمان ناظر بر تاسیس مجلس شورای ملی بود و تاسیس مجلس در واقع نخستین گام در تفکیک قوا در کشور بود و می‌توانست پایه‌های شکل‌گیری یک دولت مدرن در ایران را فراهم آورد. تشکیل مجلس در ذات خویش وداع با نظم سنتی حکومت بود و از این بابت با مخالفت شدید صاحبان امتیازات اجتماعی در ایران رو‌به‌رو شد. در متن نخستین فرمان از ملت ایران سخن در بین بود، حال آن که مراد از آن نه همه مردم، بل شماری از نخبگان سیاسی، دینی، ایلخانان و ایل‌بیگ‌ها بود و این از تاسیس مجلس نمایندگی مردم هنوز بسیار فاصله داشت.

درفرمان مشروطیت تصریح شده بود که مجلس شورای ملی دربرگیرنده منتخبین شاهزدگان قاجار، علماء، اعیان و اشراف و ملاکین و تجار خواهد بود. دولت قاجار را علیرغم برخی از تلاش‌های پراکنده در زمینه اصلاحات سیاسی، نمی‌توان دولتی مدرن نامید. تاسیس مجلس نیز به تنهایی قادر نبود به عمر استبداد شرقی در ایران پایان دهد.

تمرکز اتوریته و اقتدار سیاسی شاخص اصلی و تعیین کننده یک دولت مدرن است. حال آنکه دولت قاجار تا واپسین روزهای حیات خود محصول هم‌زیستی سه منبع مستقل اتوریته بود: اتوریته سیاسی دولت مرکزی، اتوریته روحانیون و اتوریته محلی خان‌ها و ایلخان‌ها.

تاسیس مجلس شورای ملی می‌توانست گامی مهم در راستای تمرکز اتوریته سیاسی در دست دولت باشد. اما در نسخه نخست فرمان ما بار دیگر شاهد هم‌زیستی سه منبع یاد شده اتوریته در کشور هستیم: شاهزادگان قاجار، علماء و خان‌ها.

این که تاریخ مشروطیت چه مسیری را طی نمود موضوعی است متفاوت. مهم در این بین اشاره به این نکته است که صدور فرمان مشروطیت واکنش حکومتی سنتی است نسبت به جنبشی مدرن. علت این موضوع که چرا این جنبش را می‌بایست جنبشی مدرن تلقی کرد ریشه در تفاوت این جنبش با خیزش‌های اجتماعی پیش از آن دارد. جنبش مشروطیت از حیث اهداف و شکل اعتراض خود با خیزش‌های منطقه‌ای و محدود صاحبان قدرت محلی متفاوت است.

رویارویی‌ها در ایران پیش از شکل‌گیری دولت پهلوی عمدتا بین صاحبان قدرت مرکزی است با قدرت‌های محلی. صاحبان قدرت مرکزی اعضای ایل غالبند و قدرت‌های محلی در واقع ایل‌بیگ‌ها و ایل‌خان‌هایی هستند که یا برای حفظ قدرت و منافع خود با ایل غالب می‌جنگند یا برای گسترش نفوذ و قدرت خویش.

جنبش مشروطیت حاصل کشف عناصر وحدت در جامعه‌ای سنتی و صد پاره است. جامعه در جدال با دولت مرکزی، "خود" را و "قدرت خود" را تجربه می‌کند. مراد از بیان این موضوع فراموش کردن عقب‌ماندگی‌های اجتماعی ایران در آن هنگام نیست و ما بر آن نیستیم تصویری غیرواقعی از جامعه سنت‌زده ایران ارائه کنیم. مهم دریافت این نکته است که خیزش رعیت در برابر خان متفاوت از خیزش رعیت در برابر دولت مرکزی است. در خیزش نوع نخست، سرنوشت رعیت وابسته به خان است و در همان تکه زمین رقم می‌خورد. حال در خیزش نوع دوم، رعیت از سایه تکه زمینی که در آن کار می‌کند می‌پرد، در برابر دولت می‌ایستد و از این طریق در راستای بیرون آمدن شهروند از پیله ساکن یا رعیت گام می‌نهد.

عقب نشینی دولت مرکزی در برابر جنبش مشروطیت به معنی پایان عمر حکومت سنتی در ایران نبود و تشکیل مجلس نیز نتوانست از رعایا و ساکنین ایران، شهروند بسازد. اما این بی‌تردید یکی از مهمترین دقایق از روند شکل گیری جامعه مدنی در ایران بود. روندی که علیرغم شکل گرفتن مناسبات جامعه و دولت در ایران، هنوز ادامه دارد.

پیله حضور ساکن را رعیت شکافته شده است اما تا زایش شهروند از آن راه دور و پر دردی در پیش است. باشد که خرد از دوری و درد راه بکاهد.

دکتر جمشید فاروقی

سیزدهم امردادماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی


بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر منبع و آدرس اینترنتی این وبگاه نه تنها رواست، بل خدمتی است به ترویج یک اندیشه مدرن و انسانی







نظر شما:

©faroughi.net