|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

شیرین عبادی و بهاییت

10.08.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی



ایران ای سرای سخن.
بازار سخن و سخن‌سرایی‌ات گرم، بساط عمل و اقدامت بی‌رونق و سرد!
ایران ای سرای وعده‌های بی‌پایان و به هنگام عمل، به جای مانده از آن همه، حبابی چند بی‌رمق و کم‌جان.
ایران ای سرای لاف گزاف.
کشیده صورتک فریب بر رخسار، نشسته در پناه وهم و خیال به اصرار.
ایران، ای ملت نشسته در بزم حرف، داده یکسره سکان کشتی ز کف.
حرف از پس حرف، پشت در اما حکایت، همان حکایت خرک لنگ.
به انتظار معجزتی نشسته‌ای شاید، که زمان خود غبار از زمان، لایه به لایه بساید.
چشم دوخته به یائسه بن‌بستی که شاید روزگار، این بار یلی، ابرمردی بزاید.

حکایت ما ایرانیان حکایت بس عجیبی است. نیک که بنگری، خواهد دید که کار ما ربطی به کار دیگر ملل جهان ندارد. باید فاش گفت که حقوق و مجازات‌ها در ایران، مثل سایر ممالک متمدن جهان در قوانین مدنی مکتوب و ثبت شده‌اند. دست مریزاد!

اما ما ایرانیان قرن‌هاست به این عادت ناپسند خو گرفته‌ایم که در باب یکی از این دو سخن گوییم و به دیگری عمل کنیم. پیرامون حقوق مردم تنها سخن می‌گوییم و آنگاه که پای مجازات‌ها به میان می‌آید، از حرف و رشته کلام می‌زنیم و یکباره مرد عمل می‌شویم.

شیفته حقوق مردم و شهروندانیم، بی‌تردید. زیر بیرق این حقوق، سینه سپر، برافراشته قامت، سخنور و زیاده‌گو، در آن گاه عمل، نشانده قفل سکوت بر لب، پنهان در خفیگاه شرمندگی، ابتر سخن و تنگ‌نظر.

هرگاه رهگذری که نشناسد ما را و باشد ناآشنا با خلق و خوی ما، گر او سپارد گوش به سخن ما، برد گمان که هیچ نزاده است مادر، انسان‌تر و دموکرات‌تر از ما. غافل از آن که ما در دفاع از حقوق بشر یگانه‌ایم، رسد زمان عمل، با همه این حقوق یکجا بیگانه‌ایم.

مدافعین واقعی حقوق بشر و حقوق شهروندی در ایران کم شمارند. و کم‌ شمارتر از آنها، کسانی که در این ره دل شیر دارند. از بین این شمار اندک، یکی شیرین عبادی است. هفته پیش خبری منتشر شد کوتاه با پیامی تکان‌دهنده. در این خبر ادعا شده بود که دختر شیرین عبادی و به روایتی حتی خود او به "آیین ضاله بهاییت" گرویده‌اند. و در پس و پیش آن، لعن و نفرین. و چون هر بار زبان تهدید و قهر.

چندی پیش آیت‌الله منتظری از حقوق شهروندی بهاییان در ایران دفاع کرده بود. سخن جسورانه او را ارج می‌نهیم و در عین حال فاش می‌گوییم که در ایران، شیعیان نیز از حقوق شهروندی محرومند و همان به که از سخن گفتن پیرامون حقوق شهروندی دیگر اقلیت‌ها درگذریم. به عبارت دیگر در جامعه‌ای که پاره‌ای از ساکنانش از حق سکونت یا از حق حیات محرومند، مجالی برای طرح حقوق شهروندی باقی نمی‌ماند.

با خط‌کش ایدئولوژیک نمی‌توان حقوق شهروندی و حقوق بشر را اندازه کرد. کسانی که گمان می‌کنند با کشیدن چنگ بر چهره شیرین عبادی به وحدت و آینده ایران خدمت می‌کنند، سخت به خطا می‌روند. کسانی که گمان می‌کنند دفاع از حقوق اقلیت‌های دیگر از حقوق اکثریت می‌کاهد، تنگ‌نظرند و با دانش و تجربه تاریخی کشورهای دیگر ناآشنا.

دفاع از حقوق دیگر اقلیت‌ها از حقوق اکثریت هیچ نمی‌کاهد، بلکه به آن مشروعیت می‌بخشد.

موضوع بر سر دفاع شیرین عبادی از حقوق چند موکل بهایی نیست. موضوع بر سر دفاع وی از حقوق اقلیت‌هاست. از حقوق من سنی و از حقوق تو شیعه. سخنسرایی را به دیگران وانهیم و از مدافعین واقعی حقوق شهروندی در ایران پشتیبانی کنیم.

و فراموش نمی‌بایست کرد که دفاع از حقوق شهروندی جدا از دفاع از مدافعین حقوق شهروندی نیست.

دکتر جمشید فاروقی

یکشنبه ۲۰ امردادماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه نه تنها رواست، بل خدمتی است به ترویج یک ایده مدرن و انسانی




نظر شما:

©faroughi.net