|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

چشم اسفندیار این اسفندیار مغموم

24.08.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


سخنان اسفندیار رحیم‌مشایی به بحثی داغ در جامعه سیاسی ایران دامن زده است. رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و معاون رییس جمهور اخیرا از دوستی بین مردم ایران و اسراییل سخن رانده بود. این سخنان خشم بسیاری از نمایندگان اصول‌گرای مجلس شورای اسلامی ایران را برانگیخت و بسیاری خواستار استعفای وی شدند. برخی از تحلیل‌گران و از آن جمله دکتر زید‌آبادی کوشیدند با پرتوافکنی به سخنان وی، علت و ریشه اظهار چنین چیزی را از سوی یکی از معاونان احمدی‌نژاد پی‌گیرند. به عنوان مثال، زیدآبادی، اظهارات رییس سازمان میراث فرهنگی را تلاشی در راستای تصحیح اشتباه پیشین احمدی‌نژاد می‌داند. مراد من در این نوشتار اما تکرار آن چیزهایی نیست که این اواخر از سوی این یا آن تحلیل‌گر و مسوول مملکتی ابراز شده است.

گناه اسفندیار رحیم‌مشایی تنها این است که او بین مردم و دولت اسراییل تفاوت قائل شده است. و این که ملت و دولت دو مقوله متفاوت سیاسی هستند، می‌بایست موضوعی باشد بدیهی و روشن. اما چشم اسفندیار بیان چنین چیزی آن است که این اسفندیار مغموم چنین سخنی را در جامعه‌ای بیان کرده است که هنوز زیر بار نگاه ایدئولوژیک لنگ می‌زند. نگاهی ایدئولوژیک که از دشمنی بین دولت‌ها، دشمنی بین ملت‌ها را می‌فهمد. نگاهی ایدئولوژیک که همه مردم اسراییل را "سربازان رژیم صهیونیستی" می‌داند. نگاهی ایدئولوژیک که قادر به درک تفاوت بین یک جمله تبلیغی و یک حکم ازلی و ابدی نیست.

تعمیم دادن تنش سیاسی بین دولت‌ها به ملت‌ها از فرهیختگی سیاسی به‌دور است. خطر حمله نظامی به ایران به هیچ روی منتفی نیست. درایت سیاسی حکم می‌کند که به‌جای جنجال‌های دن‌کیشوت وار گزینش کلام، سنجیده و خردمندانه صورت گیرد. تردیدی نیست که در اسراییل تنها سربازان زندگی نمی‌کنند. کودکان و سالمندان هم زندگی می‌کنند. کارگران، معلمان و کشاورزان هم. نسل دوم و سومی در اسراییل متولد شده‌اند. کسانی که مثل هر کس دیگر، مثل من و تو در انتخاب محل تولد خود آزاد نبوده‌اند.

زبان ملت‌ها همان زبانی نیست که دولت‌ها در محاوره بین خود از آن استفاده می‌کنند. زبان ملت‌ها بوی نفرت و باروت نمی‌دهد. درگیر محاسبات سیاسی منطقه‌ای و جهانی نیست. از هولوکاست چند دهه می‌گذرد. اکنون یهودیان جهان هر شهروند آلمانی را دشمن خود نمی‌دانند. بسیاری از آنان خود آلمانی تبارند و برخی از آنها، چند دهه پس از فروپاشی حکومت ناسیونال سوسیالیستها به زادگاه خود، یعنی آلمان بازگشته‌اند. کم‌شمار نیستند یهودیانی که ایرانی تبارند. آنان ملت ایران را دشمن خود نمی‌دانند. حتی چند ده‌هزار یهودی هنوز در خاک ایران زندگی می‌کنند.

احترام گذاشتن به مردم اسراییل و تاکید بر دوستی بین دو ملت ایران و اسراییل نه تنها نشان از درایت سیاسی دارد، بل هم‌زمان احترام به یهودیانی است که در خاک ایران زندگی می‌کنند.

دکتر جمشید فاروقی

یکشنبه سوم شهریورماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه مجاز است.







نظر شما:

©faroughi.net