|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

پیشنهادی برای تحصیل به زبان مادری

14.09.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


چند روز دیگر، زنگ شروع سال جدید تحصیلی به صدا در می‌آید. زنگی که در عین حال یادآور نکته‌ای دردناک است. یادآور این نکته که جنبش مدنی ایران هنوز آن چنان که باید و شاید به حق طبیعی کودکان غیرفارس‌زبان این کشور توجهی ندارد. زنگ مدرسه به صدا در می‌آید، زنگی که می‌بایست هشداری باشد برای همه کسانی که از پذیرش حق گویش و تحصیل به زبان مادری تن می‌زنند و فراموش می‌کنند که حق گویش و تحصیل به زبان مادری یکی از پایه‌ای‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق مدنی است.

جای بسی تاسف است که مخالفین حق گویش و تحصیل به زبان مادری تنها به صاحبان قدرت سیاسی در کشور محدود نمی‌شود. در خود جامعه و در بین روشن‌فکرانش نیز کم نیستند کسانی که یا به ضرورت پذیرش این حق باور ندارند یا آن را عاملی تهدید کننده برای وحدت و انسجام ملی کشور می‌دانند. و غافل از این که، پذیرش حق گویش و تحصیل به زبان مادری و ترویج فرهنگ اقلیت‌های قومی ساکن ایران نه تنها یکپارچگی ملی را به مخاطره نمی‌افکند، بلکه باعث افزایش همبستگی ملی شده و حس تعلق به این مرز و بوم را در تمامی نقاط کشور تقویت می‌کند.

در خصوص دشواری‌های کودکان غیرفارس‌زبان در مدرسه‌ها بسیار گفته‌اند و در خصوص دشواری این بخش یا آن بخش از مردم کشور در بیان مسائل خود در برابر دادگاه‌ها یا ادارات دولتی. هدف من از این گفتار اما جلب توجه مسوولان است به ضرورت ترویج فرهنگ اقلیت‌های ساکن ایران و نشان دادن راهکاری برای پیشبرد این مهم.

حق گویش به زبان مادری، به‌هر روی چیزی نیست که بتوان آن را از کودکان این مرز و بوم دریغ داشت. در ایران نیز هم‌چون دیگر نقاط جهان هیچ کودکی محل تولد خود را انتخاب نمی‌کند. کودکان در یک فضای فرهنگی واقعی و موجود زاده می‌شوند. کودک بی‌تردید همان زبانی را می‌آموزد که مادرش به آن تکلم می‌کند. موضوع اصلی بر سر حق تحصیل به زبان مادری است. اما باید بپذیریم که فراگیری زبان نمی‌تواند عاملی تهدید کننده برای وحدت ملی کشوری باشد. اگر همبستگی ملی کشوری ضعیف و سست است، علت آن بی‌گمان در فراگیری زبان و ترویج فرهنگ این یا آن قوم ساکن آن کشور نیست. علت را باید در نحوه عملکرد و رفتار دولت و صاحبان قدرت در آن کشور جست‌وجو کرد.

پدیده وجود چند زبان در یک کشور، پدیده خود‌ویژه ایران‌شهر نیست. در بسیاری از کشورهای جهان و در بین اکثر همسایگان ما چنین پدیده‌ای وجود دارد. گرچه عرضه طرح راهکاری برای تحصیل زبان‌های اقوام در ایران یک موضوع کارشناسانه است و می‌بایست با یاری و همکاری مسوولان آموزشی و فرهنگی کشور به چنین طرحی دست یافت، اما من پیشنهادی دارم که شاید کارساز باشد. این پیشنهاد نیز محصول تخیل‌ورزی من نیست و متکی بر شیوه آموزشی کشورهای اروپایی است و بر پیشنهادهای سازنده برخی از پژوهشگران و فرهنگ‌سازان ایرانی نیز استوار است.

من از همه مسوولان و از همه کسانی که در این ارتباط سخنی دارند خواهش می‌کنم با طرح نظرهای خود به دقت بیشتر این پیشنهاد بیافزایند. کارشناسانی که مقاله‌ای در این خصوص نوشته‌اند با ارسال مقاله خود به دبیرخانه برای یک ایران در این بحث شرکت جویند. ما به تدریج اقدام به انتشار مقاله‌ها و نظرهای رسیده خواهیم نمود. سرنوشت کشور چیزی است که همه باید به گونه‌ای فعال در رقم خوردن آن حضور یابند.

در کشورهای اروپایی آموزش و فراگیری چند زبان در دوران تحصیل امری عادی است. کودکان در همان نخستین سال‌های مدرسه در کنار زبان مشترک کشور خود، زبان‌های خارجی دیگری را نیز فرامی‌گیرند. در اروپای امروز، دانستن چند زبان اروپایی، به یک امر مهم بدل شده است. مسوولان می‌توانند با کار پژوهشی و تحقیق پیرامون چند و چونی سامانه آموزشی کشورهای اروپایی طرحی برای آموزش زبان در مدارس کشور تهیه کنند.

تردیدی نیست که در ایران فراگیری زبان فارسی به‌مثابه زبان مشترک از اهمیت بسیاری برای همه شهروندان کشور برخودار است. مسوولان می‌بایست با اعزام و آموزش آموزگاران و با رعایت اصول تربیتی امکان فراگیری اصولی زبان فارسی را برای همه ایرانیان فراهم آورند. اهمیت چنین امری خود را در آزمون‌های سراسری هم‌چون کنکور نشان می‌دهد و اغلب باعث ایجاد تبعیض برای جوانانی می‌شود که در مناطق غیرفارس‌زبان زندگی می‌کنند.

اما فراگیری زبان مشترک نمی‌بایست بر اهمیت فراگیری زبان مادری سایه افکند. کودکان می‌بایست از همان ابتدای آموزش خود، از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار باشند. فراگیری دو زبان در کنار زبان مشترک می‌بایست در طول تحصیل برای همه دانش‌آموزان الزامی شود. کودکان غیرفارس‌زبان می‌بایست به‌موازات فراگیری زبان مادری خود، زبان فارسی را به‌مثابه زبان مشترک بیاموزند. این دسته از دانش‌‌آموزان می‌بایست در طول تحصیل خود یک زبان بین‌المللی را نیز فراگیرند. این که دانش آموزان کدام واحدهای درسی را به زبان فارسی بیاموزند و کدامین را به زبان مادری خود، موضوعی است تخصصی که می‌بایست با همکاری و مشورت مسوولان آموزشی و فرهنگی کشور با فرهنگ‌سازان و آموزگاران این مناطق تعیین شود.

موضوع فراگیری سه زبان در مورد کودکان فارس‌زبان نیز می‌بایست صدق کند. یعنی یک کودک فارس‌زبان نیز می‌بایست به‌موازات زبان مادری خود (فارسی) یک زبان بین‌المللی و زبان یکی از اقوام ساکن ایران را بیاموزد. چنین امری آشنایی بیشتر مردم کشور با فرهنگ، آداب و رسوم اقوام و اقلیت‌های ساکن ایران را فراهم می‌آورد. بدیهی است که گسترش این طرح به آموزش عالی چندان واقعی و عملی به‌نظر نمی‌رسد. اما می‌توان هم‌چون همه کشورهای پیشرفته امکان تحصیل در رشته‌های ترک‌شناسی، کردشناسی و... را در دانشگاه‌های کشور پیش‌بینی کرد. علاقمندان تحصیل در این رشته‌ها ضمن آموختن کامل‌تر زبان این یا آن قوم ساکن ایران می‌توانند با فرهنگ و آداب و رسوم آنها نیز آشنا شوند. همین امر امکان ترجمه آثار فرهنگ‌سازان این اقوام را به بهترین شکلی فراهم می‌آورد و در گسترش و بهبود مناسبات فراملی با کشورهای همسایه نیز می‌تواند مثبت واقع شود.

سال گذشته در همین ستون گفتاری داشتم پیرامون این حق بدیهی شهروندان کشور. در آن هنگام نوشته بودم:

"صاحبان قدرت در ایران متاسفانه هیچ‌گاه به تنوع قومی همچون ثروتی ملی نگاه نکرده‌اند. یا کوشیده‌اند آن را نفی کنند یا نادیده گیرند. حال آن که تنوع قومی،‌ زبانی، فرهنگی و دینی یک واقعیت اجتماعی غیرقابل انکار است. نیازی به کشف آن نیست. نیاز به پذیرش آن است و درک این موضوع که پذیرش آن به معنی پذیرش مسوولیت صیقل‌زدن این سنگ گران‌بهاست. و این یعنی فراهم آوردن آن گونه فضایی که من به توانم به زبان مادری خود تحصیل کنم و به فرهنگ خود ببالم تا از این راه بتوانم به این گوهر صیقل خورده، به این فرهنگ مشترک و ملی افتخار کنم."

دکتر جمشید فاروقی

بیست و چهارم شهریورماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای‌ یک ایران" تنها با ذکر منبع و آدرس اینترنتی آن رواست.

نظر کاربران

دوست عزیز دکتر فاروقی!
با سلام و آرزوی سلامتی برای خودتان و خانواده، نوشته ی تان در باره ی حق تحصیل کودکان غیر فارس به زبان مادری شان را در سایت تان خواندم. قبل از هر چیز نگاه متمدنامه و دلسوزانه ی شما به مسئله قابل توجه و تقدیر است. چرا که همانگونه که خودتان نوشته اید متاسفانه نه فقط حکومت اسلامی حاکم بلکه حتی بخش نسبتا قابل توجهی از روشنفکران کشور نیز با این مسئله مخالف هستند. به عنوان کسی که چندین دهه با این امر سر و کار داشته و کارهای کارشناسانه در این باره انجام داده است، باید توجه این افراد را به حساسیت مسئله که هر آن می تواند موجودیت کشور و وحدت ملت های ساکن در آن را به خطر اندازد، جلب کنم.

منتظر نوشته های عالمانه تان در این باره هستم .
با احترام
سیف الدین حاتملوی







نظر شما:

©faroughi.net