|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

جامعه سیاست‌زده و سمبل‌هایش

19.10.08 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


پدیده سیاست‌زدگی در ایران چنان پدیده پنهانی نیست که آدمی ناگزیر باشد با فانوس در ظلمت شبانه به جست‌وجوی نشانه‌های آن همت گمارد. هر کجای این فرهنگ چهل‌تکه را که بکاوی شاهد نشانه‌های پرشما سیاست‌زدگی خواهی بود. سیاست‌زدگی رازی نیست پنهان در پس دیوار بلند حاشا. سیاست‌زدگی چنان بر فرهنگ معاصر ایران سایه افکنده که اگر درخشش چند گوهر کهن نمی‌بود، می‌پنداشتی این فرهنگ را در کنار حوضچه سیاست گوش تا گوش سر بریده‌اند. سیاست‌زدگی هم آفتی است اجتماعی و هم بختکی است که گلوی دولت را می‌فشرد.

سیاست‌زدگی در ایران مدرن هم‌عصر اختناق و سانسور است. سانسور و محدود کردن آزادی‌های سیاسی نه تنها نتوانست از گستره حاکمیت سیاست‌زدگی در فرهنگ ایران بکاهد، بلکه به آن حضوری دیگر بخشید. حضوری مستور در زبان ایما و اشاره. حضور سیاست‌زدگی در دنیای مجازی و در قاب شعر و ادب نافی حضور آشکار آن در فرهنگ کشور نبود، بل مکمل آن بود.

گفتار این هفته را به حضور پررنگ و تمامیت‌خواه سیاست‌زدگی در ادبیات معاصر اختصاص می‌دهم. در این مختصر بر آن نیستم تاریخ این ادبیات را واکاوم، که نه شدنی است و نه در توان من است. تنها بسنده می‌کنم به روایت یک خاطره و نکته‌ای پیرامون آن.

سانسور بر معنی بسیاری از واژه‌ها می‌افزاید. دست‌کم در ایران که چنین بود. واین چنین بود که در فرهنگ ایران‌زمین بسیاری از واژه‌ها دو دسته معنی یافتند. دسته نخست معنی واژه‌ها، در فرهنگ لغات ثبت شد و دسته دوم، تنها در حافظه شفاهی فرهنگی سیاست‌زده. شب در فرهنگی شب بود و در فرهنگی شب نبود، سمبل خفقان بود. تاریکی هم تاریکی بود و هم سمبل بود. ظلمت نماد چیز دیگری بود جز تاریکی. حکایت سرما هم حکایتی این چنین بود. و این چنین بود حکایت زمستان. و در چنین دورانی مهدی اخوان ثالث شعر زمستان خود را سروده بود.

یکی از روزهای پس از انقلاب اسلامی بود. در دانشگاه تهران شب شعری برپا بود و گروه کثیری از علاقمندان شعر و ادب گرد هم آمده بودند و پای صحبت زنده‌یاد اخوان نشسته بودند. اخوان نگاهی داشت به پاره‌ای از سروده‌های نزدیک و دور خود. چندتایی را خواند. و درخواست بازخوانی شعر زمستان، آن هم در روزهای پس از انقلاب موضوعی نبود دور از ذهن. اخوان شعر زمستان خود را نیز خواند:

...
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
...

بسیاری از حضار با شنیدن این شعر، شروع کردند به زمزمه کردن آن. بسیاری و از آن جمله خود من این شعر را از بر بودیم. شعری که صد بار و بیش خوانده بودیم. شعری که به زیبایی پرده از ناملایمات سیاسی و خفقان گسترده حاکم بر کشور برمی‌گرفت و حکایت زخم روح بود در هنگامه درشت‌خویی روزگار.

و ناگهان یک پرسش و آن اینکه چرا وی برای بیان خفقان از سمبل زمستان و سردی بهره گرفته است. و یک پاسخ تکان‌دهنده و آن اینکه زمستان در سروده زمستان، واقعا زمستان است و سمبل هیچ چیز نیست و سرما نیز همان سرما است، بی کم و کاست. و حضور همهمه و جنجالی باور ناکردنی در سالن دانشگاه.

حضار دو پاره شدند. عده‌ای ناامید از بیان شاعر و عده‌ای در پی یافتن دلیلی برای این انکار فاش و آشکار واقعیت. من نیز یکی از این دو گروه. هاج و واج شاهد شنیدن چیزی بودم که تازیانه‌ای بود بر تن توهمی پروار. اخوان اما بار دیگر تاکید کرد که در زمان سرودن این شعر به زمستان و سرما توجه داشته و نه به خفقان و سانسور. حکایت شبی بوده است بس سرد و مردی که پشت در بسته میکده‌ای به لطف ساقی غرق در خواب نظر بسته است.

گفتن این سخن در آن هنگام جسارت می‌خواست. روزهای پس از انقلاب بود و شور انقلاب همه جا را فرا گرفته بود. هر کس انقلابی شده بود و شاعر نیز می‌توانست با گفتن چیز دیگری بر عشق شیفتگان و علاقمندان خود بیافزاید. ترس و واهمه‌ای هم از گفتن چنین چیزی در آن هنگام مطرح نبود. اما اخوان از گفتن یک دروغ تن زد.

اینکه این سخن حیرت آور اخوان ریشه در صداقت داشت یا آگاهی، بر ما پوشیده است. در جامعه سیاست‌زده تنها شاعرانی ارجمندند که خود در تار سیاست‌زدگی گرفتار باشند. حکایت بحث "هنر برای هنر" و "هنر برای مردم" در همان دوران بود که رونق گرفت.

مراد من از این گفتار نادیده گرفتن نقش ادبیات سیاسی نیست. اما باید تاکید ورزید که هنر سیاسی و هنر سیاست‌زده دوتایند و یکی نیستند. و یک قطعه شعر زیبا، حتی اگر حکایت خفقان و سانسور نباشد، سروده‌ای زیباست.

سیاست زدگی ریشه در ناآگاهی دارد، حال آنکه رهایی از آن بدون آگاهی میسر نیست.

دکتر جمشید فاروقی

بیست و هشتم مهرماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" با ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه رواست.




نظر شما:

©faroughi.net