|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

ایران، چالشی برای که؟

13.02.09 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


وزیر امورخارجه بریتانیا در جریان نخستین دیدار خود با همتای آمریکایی‌اش، جمهوری اسلامی ایران را چالشی بزرگ برای سیاست خارجی کشورهای غربی دانسته بود. "دیوید میلی‌بند" در چنین ارزیابی‌ای البته تنها نیست. برنامه هسته‌ای ایران و سیاست ایران در خاورمیانه البته که ایران را به یک چالش بزرگ برای قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی بدل کرده است و این موضوعی است که ظرف سال‌های گذشته بارها از سوی این یا آن سیاستمدار کشور غربی عنوان شده است. اما موضوع جنبه دیگری نیز دارد و آن موقعیت خود جمهوری اسلامی ایران و دولتمردان این کشور است.

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نامتعارف است و با اصول نوشته و نانوشته سیاست‌ بین‌الملل همخوانی ندارد. جمهوری اسلامی ایران ظرف سی‌ سالی که از انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد بارها نشان داده است که در طراحی و اجرای سیاست خود پایبند به موازین و اصول تعریف شده سیاست از سوی جامعه بین‌الملل نیست.

جمهوری اسلامی حکم شطرنج‌بازی را دارد که به تازگی شطرنج آموخته است و حال می‌بایست با یکی از قهرمانان شطرنج مسابقه دهد و از آنجا که این شطرنج‌باز قواعد بازی و منطق گزینش هدفمند گام‌ها را تعقیب نمی‌کند، پیش بینی حرکت و گام بعدی او برای استاد شطرنج نیز دشوار است. درست همان حرکتی را می‌کند که هیچ انتظار نمی‌رود. از آن جمله است، اظهارات گاه و بی‌گاه مسوولان حکومتی.

در پی گزینش باراک اوباما، ما شاهد چرخشی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا هستیم. این چرخش و امیدهای دیگر هم‌پیمانان آمریکا نسبت به چنین چرخشی خود را در کنفرانس امنیتی مونیخ نشان داد. صدراعظم آلمان، خانم آنگلا مرکل، خواستار آن شد که آمریکا تک‌روی در مسائل بین‌الملل را کنار نهاده و با هم‌پیمانان اروپایی‌اش همراه شود. همراهی و درخواست هماهنگ کردن سیاست خارجی آمریکا با متحدان اروپایی‌اش در دیدارهای خانم کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا با برنارد کوشنر، همتای فرانسوی‌اش، با دیوید ملی‌بند، همتای بریتانیایی‌اش و فرانک والتر اشتاینمایر، وزیر امور خارجه آلمان نیز مطرح شده است.

اوباما از گفت‌وگو سخن گفته است و از همکاری برای حل مشکلات سیاسی. حتی پیشاپیش عنوان کرده است که آمریکا حاضر به همکاری با کشورهایی همچون ایران است، مشروط بر آنکه این کشورها نیز مشت گره کرده خود را بگشایند و حاضر به گفت‌وگو و همکاری باشند. شطرنج‌باز حرفه‌ای حرکت خود را کرده است و به قول فوتبال‌دوست‌ها توپ الان در زمین حریف است و این ایران است که می‌بایست حرکت بعدی خود را انتخاب کند.

مفسران کنفرانس امنیتی مونیخ را به دو بخش تقسیم کرده‌اند. بخش نخست تا پیش از سخنرانی لاریجانی و بخش دوم پس از سخنرانی لاریجانی است. در بخش نخست و در جریان اظهارات اشتاین‌مایر ما شاهد امید و خوش‌بینی برای تحول مثبت در راهکار تنش‌زدایی در جهان هستیم. سخنرانی لاریجانی اما پایان امید بستن به احتمال دگرگونی‌های مثبت در سیاست خارجی جهانی است.

پیش کشیدن مجدد بحث هولوکاست و نشان دادن تصویر کودکانی که در جنگ غزه جان باخته‌اند و کلام تند لاریجانی خطاب به آمریکا، یکی پنداشتن اوباما و بوش و... حکایت از آن داشت که نماینده جمهوری اسلامی ایران، شطرنج‌بازی که تنها قادر و مایل به بازی نامتعارف است و توجهی به قواعد بازی ندارد.

واکنش صدراعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه به سخنان لاریجانی به‌هر روی قابل پیش بینی بود. تردیدی نیست که جمهوری اسلامی ایران بدل به چالشی بزرگ برای جهان و منطقه شده است. اما سخنان لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ نیز به وضوح نشان داد که کنترل و مهار کردن اظهارات مسوولان جمهوری اسلامی ایران برای خود جمهوری اسلامی ایران بدل به یک چالش شده است. این اظهارات و این بازی نامتعارف تنها خطر بازی نامتعارف طرف مقابل را در پی خواهد داشت. این چنین است که باید گفت، جمهوری اسلامی ایران چالشی است بزرگ، حتی برای خودش!


دکتر جمشید فاروقی

بیستم بهمن‌ماه سال یک‌هزار و سی‌صد و هشتاد و هفت خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس اینترنتی این وبگاه روا نیست.



نظر شما:

©faroughi.net