|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

ایران، برنامه اتمی و یکی دو نکته دیگر!

19.04.09 | یادداشت‌ها | جمشید فاروقی


هرگاه اطلاعات خود را صرفا محدود به گزارش‌هایی کنیم که در رسانه‌های غربی پیرامون اوضاع سیاسی ایران منتشر می‌شوند، گمان خواهیم کرد که یگانه موضوع مطرح در مناقشه با دولتمردان جمهوری اسلامی ایران، برنامه هسته‌ای این کشور است. در این نکته که برنامه‌ اتمی ایران بدل به چالشی بزرگ برای غرب شده است، تردیدی نیست. گره کور ناشی از پافشاری جمهوری اسلامی ایران بر برنامه هسته‌ای خود، مناسبات این کشور با کشورهای منطقه را تیره ساخته و ثبات و امنیت کشور را به طور جدی به مخاطره افکنده است. اما خلاصه کردن همه چیز به مناقشه هسته‌ای، تصویری نادقیق از تحولات سیاسی ایران و تاثیرات آن‌ها بر منطقه عرضه می‌کند. تصویری که می‌بایست تصحیح شود.

فرض را بر این نهیم که با چرخش در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و تحقق امکان مذاکره مستقیم آمریکا و ایران، راهکاری برای برون‌رفت از بن‌بست ناشی از بحران هسته‌ای ایران یافت شود. آیا در چنین شرایطی می‌توان نسبت به پایان مناقشه جامعه بین‌الملل با دولتمردان جمهوری اسلامی ایران خوش بین بود؟

پاسخ به این پرسش آشکارا منفی است. نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه مدتهاست که نارضایتی و ناخرسندی کشورهای عربی و متحدان غربی آن‌ها را برانگیخته است. نگاه‌ها بیش از حد متوجه سیاست‌های راهبردی اسرائیل در قبال ایران است. اینکه خطر حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران کماکان وجود دارد، پدیده‌ای نیست که بتوان منکر آن شد. سخنان اخیر شیمون پرز مبنی بر منتفی بودن حمله به ایران را نیز می‌بایست در بافت یک جنگ روانی تجزیه و تحلیل کرد. اما این گمان که اسرائیل تنها بازیگر مخالف جمهوری اسلامی ایران در منطقه است، گمانی خطاست.

نارضایتی کشورهای عربی از سیاست‌های مداخله‌جویانه جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیز پارامتری است که می‌بایست در محاسبات سیاسی منظور شود. عربستان سعودی، مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس مدتهاست خواستار تعریف مجدد آرایش نیروها در منطقه شده‌اند و در این راه آمریکا را به در پیش گرفتن سیاست قاطع‌تری در قبال ایران فراخوانده‌اند. جنگ عراق و سرنگونی صدام حسین، عملا باعث تقویت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه شد و توازن قوا را به سود ایران بر هم زد و این موضوع نارضایتی بیش از پیش رهبران کشورهای عربی را در پی داشت.

به سخن دیگر، آنجا که به منطقه باز گردد، برنامه هسته‌ای ایران تنها یکی از موارد مشاجره برانگیز است. حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران از حماس و حزب‌الله از یکسو و تقویت نیروهای افراط‌گرا در مصر و مراکش، دخالت در سودان، حضور مستقیم و غیرمستقیم در بحران خاورمیانه و عراق از جمله دیگر مواردی هستند که مدتهاست منجر به تیرگی مناسبات ایران با بسیاری از کشورهای عربی شده است.

تیرگی مناسبات جمهوری اسلامی ایران با مراکش و قطع روابط دیپلماتیک این دو کشور در ماه مارس حکایت از افزایش دامنه نارضایتی کشورهای عربی نسبت به مواضع ایران در منطقه داشت. حال هفته گذشته، شاهد افزایش تنش در مناسبات نه چندان حسنه ایران و مصر بودیم. مناسبات ایران و مصر از همان روزهای نخست پس از انقلاب تیره شد و پشتیبانی مصر از عراق در زمان جنگ این تیرگی را دو چندان ساخت.

مصر هفته پیش اعلام کرد که یک هسته از فعالین و هواداران حزب‌الله را در خاک خود شناسایی و نابود کرده است. موضوع بر سر دستگیری ۴۹ نفر از نیروهای افراط‌گرای مسلمان در مصر بود که اکثرا تابعیت لبنانی، مصری، فلسطینی و سودانی داشتند. گفته شده است که این افراد خواهان اجرای چند برنامه تروریستی در خاک مصر بوده‌اند. از جمله اتهامات اینان، تبلیغ تشیع و برانگیختن مردم علیه دولت مصر اعلام شده است. و این مسائل تلویحا حکایت از نقش ایران در مصر دارد.

مصر بر آن است تا با دمیدن روحی تازه در کالبد ایده‌ کهنه پان عربیسم، نه تنها موقعیت خود را در جهان عرب تقویت کند، بلکه جبهه‌ای علیه ایران در منطقه بگشاید.

مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا به هر روی دیر یا زود آغاز خواهد شد. بدیهی است که برنامه هسته‌ای ایران یگانه موضوع مورد بحث طرفین نخواهد بود.

دکتر جمشید فاروقی

۳۰ فروردین ۱۳۸۸ خورشیدی

بازانتشار مطالب وبگاه "برای یک ایران" بدون ذکر نام و آدرس آن روا نیست




نظر شما:

©faroughi.net