|   صفحه نخست   |   تماس   |   درباره سایت   |   مقالات به زبان‌های دیگر   |   بایگانی   |  

سیاست سرکوب موفق نبوده است

08.01.10 | گفت‌وگو | جمشید فاروقی


دکتر جمشید فاروقی، رئیس بخش فارسی دویچه وله می‌گوید، به‌نظر می‌رسد حکومت ایران متوجه شده که با زبان ارعاب و سرکوب نمی‌تواند ناآرامی‌ها را خاتمه دهد. به ‌گفته رئیس بخش فارسی دویچه وله، حاکمیت ایران دچار نوعی سردرگمی است.

آقای دکتر فاروقی، هفته‌ای را که پشت سر گذاشتیم، هفته‌‌ی پرحادثه‌ای بود. استعفای روح‌الله حسینیان از حامیان اصلی احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی و همین طور استعفای سرکنسول جمهوری اسلامی در نروژ و همین طور پرونده‌ای که از طریق هیأت تحقیق مجلس شروع شد در مورد مرتضوی. شما این حوادث را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نگاهی که برخی از تحلیلگران به این موضوع داشته‌اند، این بوده که یک نوع عقب‌نشینی و یک نوع تجدیدنظر در سیاست دولت نسبت به ناآرامی‌ها و اعتراضات مدنی که صورت گرفته، ارزیابی شده است. اگر ما بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، واقعاً هفته‌ی پرحادثه‌ای بود. نه البته برای رسانه‌های بین‌المللی، برای ما که مسائل ایران را دنبال می‌کنیم. مثلاً من می‌توانم به لیستی که شما گفتید، اضافه کنم. از یکطرف انتقاد آقای دادکان را داریم در برنامه‌ی «۹۰»، یا خود شبکه‌ی ۳ صدا و سیما برنامه‌ای را درست کرده است به اسم «به سوی فردا» که آقای مطهری نماینده‌ی اصولگرای تهران در این برنامه انتقاد کرد از سیاست‌های خشنی که نیروهای انتظامی در ماههای پس از انتخابات در مقابله با اعتراضات از خودشان نشان داده‌اند. اگر همه‌ی این‌ها را بخواهیم کنارهم بگذاریم، می‌توانیم بگوییم که جمهوری اسلامی دارد یک‌مقدار سیاست خودش را در ارتباط با اعتراضات و ناآرامی‌ها تغییر می‌دهد. به خاطر این که بعد از نزدیک به هفت ماه استفاده از چنین سیاستی متوجه شده‌اند که با زبان ارعاب و با زبان سرکوب نمی‌توانند به این ناآرامی‌ها خاتمه دهند و آرامش و ثبات را به جامعه برگردانند.

آنچه شما الان دارید می‌گویید، با واکنشی که جمهوری اسلامی دارد الان از خودش نشان می‌دهد، در مورد اعدام‌هایی که در پیش داریم یا خطر اعدام هفت تن از بهاییان، کاملاً با همدیگر متناقض است. این تناقض را شما چه طور می‌توانید به گونه‌ا‌ی مستدل بیانش کنید؟

ببینید، خیلی‌ها این را می‌گویند که نشانه‌ی نوعی سردرگمی داخل جمهوری اسلامی هست، در خود حکومت، که حکومت نمی‌داند الان چه کار باید بکند. شش‌ـ هفت ماه این سیاست را دنبال کرده و این سیاست موفق نبوده است. الان روی ‌آورده‌اند به یک سیاست دیگر که تا حدودی زمینه‌های طرح نارضایتی‌ها فراهم شود. اما به نظر من این سیاست یک سیاست دوگانه‌ای است و هیچ تناقضی هم در آن نیست. یعنی جمهوری اسلامی از یکطرف دارد سعی می‌کند یک چنین تجدیدنظری را در رفتار خودش داشته باشد، از طرف دیگر هم با محارب خواندن کسانی که فقط در یک اعتراض سیاسی در روز عاشورا شرکت کردند یا با اعدامی که روز چهارشنبه مثلاً در کردستان صورت گرفت و یا همین که الان می‌گویید، در ارتباط با رهبران بهاییان، با این شیوه‌ها دارد سعی می‌کند که هم چهره‌ی خشن و سرکوب را نشان دهد و باعث ترس و وحشت شود، و هم از آنطرف بگوید که ما آماده هستیم اینجا و آنجا هم کوتاه بیآییم و این سیاست سیاستی است مکمل همدیگر. در عین حال هم نشان‌دهنده‌ی این است که واقعاً در خود جمهوری اسلامی مانده‌اند و به یک بن‌بست رسیده‌اند و نمی‌دانند که چه نسخه‌ای را باید برای بحران سیاسی پیش‌‌آمده درنظر بگیرند.

ولی این تناقض را شما نوعی شکاف در میان گردانندگان دولت نمی‌بینید؟

قطعاً. وقتی که ما از نیروهای اصولگرا صحبت می‌کنیم، این را بارها هم اینجا و آنجا گفته‌ام، نیروهای اصولگرا یک حزب سیاسی مشخص با یک برنامه و اساسنامه‌ی روشن نیست. نیروهای اصولگرا یک مجموعه از نیروها را دربرمی‌گیرند که در درون آن نیروهای افراطی هستند، نیروهای نظامی و شبه‌نظامی هستند. ما سپاه پاسداران را داریم و با اهدافی که سپاه پاسداران دنبال می‌کند. ولی نیرویی هم داریم که برخوردهایی تا حدودی عقلایی دارد نسبت به کل قضایا و گمان می‌کند که اگر این سیاست به موفقیت نیانجامد، این طور نیست که فقط سپاه پاسداران آسیب می‌بیند یا آن جناح تندرو، بلکه کل سیستم به خطر می‌افتد. در نتیجه ما اگر بخواهیم نیروهای اصولگرا را، در واقع واکنشی که این‌ها نشان می‌دهند در برابر اعتراضات اجتماعی را ارزیابی کنیم، باید بگوییم که سیاست واحدی را که بتوان گفت این سیاست اصولگراهاست، چنین چیزی را نداریم و در همانجا هم دسته‌بندی‌های کاملاً مختلفی وجود دارد. و وقتی هم که از ریزش صحبت می‌کنیم، مثلاً صحبت‌هایی که آقای حسینیان دیروز کردند، نشانه‌ی این است که خود سیستم اصولگرا، خود این تفکر هم دستخوش ریزش جدی شده است.



نظر شما:

©faroughi.net